بایگانی اجتماعی

رمان ازدواج اجباری

رمان ازدواج اجباری

۲۸ آذر ۹۵

ازدواج اجباری نویسنده: سارا بلا خلاصه: تازه از مدرسه تعطیل شده بودم . تو راه خونه بودم …سر کوچه با سارا خدافظی کردم. خونه ی ما یکی از نقاط پایین شهر بود… یه خونه ویلایی حیاط دار . با دیدن bmw سفید رنگی که در خونه پارک شده بود تعجب کردم تو این محله هیچکی از این ماشینا نداشت، اونم ماشینی...

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین نوشته‌های وبلاگ را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.